سالگرد یک روز شیرین که سرانجامش تلخ بود

پارسال دقیقا همچین شبی اومده بود خواستگاری..رفته بودیم بیرون و همو دیده بودیم..با تمام جزییاتش اینجا نوشتم اما یادم نمیاد ک هست یا پاکش کردم! رفتیم تو یه کافه نشستیم..عمو و زن عموش رفتن برای افطار خرید و ما نشستیم ب حرف زدن..خیلی خوب بود هنوزم با اینکه  هیچوقت اون وصلت جور نشد ولی ته دلم یه عالمه خاطره ی خوب دارم نمیدونم چرا!

ولی در تمام جلسات خواستگاری و اشنایی استرس داشتم و استرسم بی دلیل نبود..با من رو راست نبود. کاش بهم گفته بود ک یه جی اف فابریک و کنه داره ک ولش نمیکنه.بخدا اگه گفته بود من مشکلی نداشتم چون مشکلم فقط نداشتن صداقت بود ک همه چیزو بهم زدم.. شبی ک دیدمش شب قدر بود. رفته بودم مسجد..اشکم میریخت..ازش خوشم اومده بود..فقط تنها چیزی ک از خدا تو اشک میخ استم این بود ک خودش کمکم کنه ک بهترین انتخابو داشته باشم..الان حال و روز اون روز اومده سراغم..کاش امشب اولین شب دیدارمونو جشن میگرفتیم..ولی اون لایق من نبود..اون ...

هنوزم وقتی میرم طلا فروشی یا از جلوی ویترینا رد میشم چشمم دنبال اون انگشتریه ک خودم انتخابش کردم ولی نشد که دستم کنن.. کاش میشد زندگی من بدون پستی و بلندی بود! کی فکرشو میکرد امسال نسبت ب پارسال اینهمه وضع زندگیم بد شده باشه؟؟

/ 14 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
nila69

خوشحالم مسافرت خوش گذشته: -) قطعا بهترین انتخاب بوده: -*** من عاشق ویترای 2شدم :-)

لِیدی

اصلا نباید خودتو ناراحت کنی میتونه حتی بهترین اتفاق زندگیت باشه حتی اگه بهت میگفت نباید قبول میکردی چون اگه میتونست از دستش خلاص میشد بعد میومد سراغت پس نمیتونست بعدا هم کاری کنه اصلا تو باید به خاطر این موضوع خوشحالم باشی [ماچ]

پرسه

اوپس، پرسه نمیدونس ... اما خوب چقدر عالی ِ که قبل از جدی شدن متوجه اش شدی. عمیقا ِ عمیقا حس الانت ُ درک میکنم. گاهی دلت یه جاهای گذشته گیر میکنه که خودت هم میدونی اون آدم انتخاب ِ مناسبی نمیتونسه برات باشه ... پر باشی از عشق و برکت و آرامش :ایکس

مدافعان حرم

پایگاه رسمی مدافعان حرم http://www.modafeon.blog.ir ما را با درج لینک در وبگاه خود حمایت نمائید یاعلی

دلارام

الان دارم ولی نمیتونم اعتماد کنم که میمونه این آرامش دیگه تو دعاهام حواسم به حوادث پیش بینی نشده هست[نیشخند]

دلارام

راستی تابلوهات خیلی خوشگلن[لبخند]

منم!!!!!

اتفاقا الان خیلی زندکیت خوبه... میشد بعد از عقد متوجه بشی که باهات صادق نبوده و خیلی بدتر از اینا ضربه بخوری... میشد همچنان با قند باشی و حرص بخوری ولی الان ایلا رو داری... میشد مامانت حالا حالاها راه نیفته... ولی خدارو شکر داره خوب پیش میره... سعی کن نیمه پر لیوان و ببینی... اینجوری خودت انرژی مضاعف میگیری...[ماچ][قلب]

منم!!!!!

خيلي خوبه كه ازش متنفري بدبختي من اينه كه نميتونم از جيز متنفر باشم.... :|

منم!!!!!

Hamin dg... Zaman badi haro az yadam mibare, hamash khoobi hash yadam miad....

مهتاب

عسل نازم..... کلمه هات یه تلخی خاصی داشتن... میفهمم که تو دل پاکت چی میگذره...خیلی خوب میتونم درکت کنم... کاش بهم نزدیک بودیم.