نی نی

امروز عروسی دعوتیم ولی هنوز نمیدونم چی بپوشم...بین دوتا لباس موندم...مرض چی بپوشم گرفتم :))))

دیروز نی نی اجیم چن ساعتی پیش من بود و دوتایی باهم تو خونه تنها بودیم...نی نی تب داشت بخاطر دندونش و هی بیقراری میکرد اما دوس داشت ک بازی کنه یکم باهاش بازی کردم و بلند بلندمیخندید بعد سریع ب مامانش زنگ زدم و گوشیمو گرفتم جلوی نی نی تا مامانش  خیالش راحت بشه ک حال نی نی خوبه...بعد براش بیسکوییت و شیر مادر اماده کردم و حینی که با قاشق تو دهنش میذاشتم چشماش داشت بسته میشد ...انقددددر من مژه های بلند این نی نیو وقتی چشاش خوابالو میشه دوس دارممممم فقط دلم میخواد محکم بغلش کنم...سریع خوابوندمش و رفتم سراغ کارام و چندتا طرح خوشکل ویترای پیدا کردم برای شیشه ولی خیلی سختن میترسم کثیف کاری بشه...امروز یا فردا طرحارو پرینت میگیرم و رو شیشه پیاده میکنم.

من حاضرم امروز عطای عروسی و به لقاش ببخشم و بشینم کل روز رو نقاشی کنم...کاش میشد

+ دوستای بلاگفایی من ؟میشه شمام تو پرشین یا بلاگ اسکای وبلاگ بسازید موقتا؟بعد که بلاگفا راه افتاد نوشته هاتونو ب اونجا منتقل کنید..هوم؟

/ 6 نظر / 23 بازدید
ميلو

خسته نباشي عسل جان :)

مهتاب از بلاگفا

http://mah-sky-shosho.blog.ir/ بیا پیشم[لبخند]

پرسه

عزیزم، خوش به حالتون که نی نی دارین :ایکس اوف عسل خودمم کلافه شدم از این بلاگفا. حرفامم زیاد اما باید همت کنم بیام پرشین :)

مارچ

عسل ؟؟؟ چی شده من نفهمیدم راجب چی کامنت گذاشتی ؟؟؟

nila69

چه با مزه .. من اصلا با بچه ها رابطه خوبی ندارم :-))))))))))))))) بلاگفا گند زد ... گند ... همه دوستای من پرید ...