اودیم

اومدم به خونه سر بزنم و موقع حرف زدن همزمان با ایلا داشتم مواد پنکیک رو اماده میکردم

با یکم اردی که داشتم چنتا پنکیک درست کردم و بقیه تایمم رو با ایلا حرف زدیم و باقی مواد رو بردم خونه ی خواهره که اونجا درست کنم, اونجا همه ی پنکیک هارو درست کردم و دیدم خیلی کمه برای همه ی بچه های کلاس... رفتم شیرینی فروشی سرکوچه و ارد خریدم و برگشتم, همه چیز اماده بود و تابه روی اجاق و پودر کاکائو و شیر و بقیه مواد هم دورم بودن و منم در حال الک کردن اردی که خریده بودم, یهو داخل الک یه عاااالمه کرم و حشره ظاهر شدن :((((( کرما اصلا کوچولو نبودن و خیلی هم بالغ بودن اخ اخ اخ وحشت کردم و سریع اردو پرت کردم بیرون و تمام ذوقم برای پنکیک از بین رفت و بدون پنکیک رفتم سر کلاس :((( ماجرارو هم براشون تعریف کردم...

فلفل رو درست کردم و یه پودر یکدستی درومد :) داخل نمکدون گوجه ایم ریختم و اماده ی بردن برای ایلا :)

+ تو ویدئو کال میگه که شکل اون عروسکا که دامن بلند پرچین دارن و موهای بلند... و کنار خونه میذارن شدی :))) میگم ایلاااا ازون عروسکا بخریما یادت باشه ... میگه نههه چرا بخریم؟ داریم دیگه یه دونه :)))

+ نی نی اجیه تازه حرف زدن و کامل یادگرفته ... درحال بازی کردن بهش میگم وای خرابش نکنی؟ میگه اَیَدیم  (بلدیم) ... بهش میگم ژله هه کوووو؟ میگه اودیم (خوردیم ) دختر ما همایونی صحبت میکنه و جمع میبنده افعالش رو :)))

ایلا هم که ازم میپرسه ناهار خوردی؟ میگم اودیم :)))

/ 6 نظر / 7 بازدید
ميلو

فلفل عااااليه ^_^

منم!!!!!

[نیشخند][قلب]

پرسه

آخ عسل خیر از جوونیت ببینی این دستور ِ پنکیک ات رو لطفا با من شیر شو، من دو بار درست کردم اونم وسطش خام موند :دی . آخی، خوشحالم که پروژه فلفل ات با عشق تموم شد :ایکس . عزززیزم، چه بچه خوردنی ای باید باشه :-*

لاندا

عه همین نینیتون که یه ساله شده حرف می زنه؟ تیلدا فقط چنتا کلمه ساده بلده [زبان]

لِیدی

میبردی آردو میزدی تو سر ِ فروشنده [نیشخند]

پرسه

مررررسی دوستم:-* آخ آخ منم گاهی این حس ُ نسبت به همون دخترکی دارم که تو تلگرام عکسمون ُ گذاشتم :دی