این چن روز چیز خاصی پیش نیومده که بخوام بنویسم..

اما

یه انگیزه ی عالی برای کارای هنریم گرفتم و این انگیزه مطمنم تا چند ماه دیگه به یه جاهایی میرسه...

امروز بیشتر از این که انرژی مثبت داشته باشم...پر از منفی بافی بودم.. امشب ایلا پر از انرژی بود ولی وقتی بامن حرف زد برعکس همیشه دپرس شد..

ترم جدید زبانم رو شروع کردم..با هزار مکافات و در دقیقه ی نود تصمیم گرفتم که هرطور شده برم و کوتاه نیام..اخه میخواستم نرم این ترم ! 

من و م دوست قدیمی و صمیمیم هر روز باهم در تماسیم و تمااام مشغله های فکریمونو برای هم میگیم ..وقتی بهش گفتم ک زبانو ثبت نام کردم کلی تشویقم کرد ^_^

کاش میشد بیشتر همو ببینیم ولی الان یه سال و نیمه که همو ندیدیم ...مسافتمونم زیاد نیست..ولی نمیشه و هربار یه چیزی پیش میاد.

/ 4 نظر / 5 بازدید
مهتاب

عسل بانوی من همیشه باید پر از انرژی باشه

nila69

چه خوب که انگیزه جدید یافتی :) پس چرا بی انرژی ؟؟ منم دوستای خوبمو دیر به دیر میبینم :(

Na

منم 6 ماه ندیدمش[گریه]

یاس

ایدوارم موفقیت های بزرگی در انتظار هنر و خلاقیتت باشه :)