تولد

ابتدای در ورودی این رو چسبونده بودم

تم تولد هم به این صورت بود

حدود ده تا هم از این ها درست کرده بودم و روی خوراکی ها و دسر و میوه گذاشته بودم

و این هم کیک نی نی

شب خوبی بود :)

+ دیروز با خواهر زاده هه زدم بیرون و رفتم شهر کتاب

لا به لای کتاب ها وول میخوردم و میخوردمشون... لابلای کاردستی ها و گالری ش هم کلی کیف کردم و ایده گرفتم

دلم میخواست میتونستم ده تا کتاب بخرم :(( ولی خب یه عالمه خرید دیگه داشتم که باید انجام میدادم و نمیشد بیشتر خرج کنم :( اینجاست که شاغل بودن معنی پیدا میکنه :(

بعد از اون رفتیم یه فروشگاه دیگه و چنتا گلدون کوچولو خریدم و وسایل گل سازی شیشه ای و سریعا چند شاخه گل درست کردیم و گذاشتیم داخل اون گلدون کوچیکا و دیوار خونه رو با قاب سه تیکه و اون گلدونا مزین کردیم :) خوب شد

امروز هم رفتم وسایل رومیزی رو خریدم و دلم میخواد یه رومیزی فاخر بدوزم کاش همونی که میخوام بشه...

تو ذهنم خیلی چیزا برای ساختن و نقاشی کردن هست ولی کو وقت؟

پ . نوشت : عکس ها حذف شدند.

/ 4 نظر / 11 بازدید
مهتاب

آفرین به این همه هنرت عزیزدلم...چقد خوبه که انقدر ذوق و سلیقه داری.بهم انگیزه میدی

پرسه

واااای عسل امروز رفته بودم شهرکتاب و همش به یادت بودم :ایکس چقدر خوشگل شده بوده، همیشه به خوشی :ایکس

لِیدی

شهر کتاب کاش منم میتونستم برم