:|

یکی از دانش آموزام پرورشگاهیه :| و من این رو نمیدونستم

یکی دیگه از شاگردام هم یه پا نداره و یه دستش هم انگشت نداره :( دلم ریش شد الان.

امروز تمام آجی ها خونمون بودن

یه جوری همهمه بود که من هر چند وقت یکبار داد میزدم میگفتم هرکسی که میخواد حرف بزنه دستش رو ببره بالا  بعدا شروع کنه حرفش رو بگهخنده اصن یه وضعی بودا

خونمون هنوز هم ریخت و پاشه انگار که قوم مغول حمله کردهنگران

+چسبیدم به کار , هدف دارم , بَلَشماز خود راضی

/ 8 نظر / 15 بازدید
تینا

چقدر خوبه دور هم بودن. انشالله همیشه به شادی دورهم جمع باشید.

پریسا

آخی طفلکیا[ناراحت] ماشاا... به آبجیات[نیشخند] خداروشکر که چسبیدی به کار عسل جونم اونم هدف دار

ماهتاب

واي چقده خوب كه اينهمه آجي داري [ماچ] ولي من يه دونه هم ندارم [ناراحت]

لیلای محمد

به نام خدا سلام عسل عزیزم عه نمی دونستم خانم معلمی! به به به به آفرین ان شالله موفق باشششششششششششی دختر خوب

بهاره

عسل راجب همون آدم قبلی حرف میزنی ؟!

بهاره

چرا ؟ بهش علاقه مند شدی ؟

مامان بادومک

سلام.خوبی عسل جان؟خوشحالم شاد و پر انرژی هستی.[ماچ]