احساس سبکبالی میکنم

وقتی اومدی گفتی من یه معذرت خواهی بهت بدهکارم حس کردم چقدر من نامردم و بدم

که اجازه دادم عاشقم بشی که بعدش یهو بهت کم محلی کنم که بعدش تو منو از صفحه های مجازیت حذف کنی که بعدش من نه تنها ناراحت نشم بلکه خوشحال هم بشم ازین بابت که تو دست از سرم برداشتی که بعدش عذاب وجدان بدی بگیرم که چرا یهو دَک کردمت

گفته بودی نمیتونستم عکستو اون بغل ببینم و وقتی میدیدم بهم میریختم , گفته بودی دوسِت داشتم و ببخشیدکه بی جنبه بودم و به عشقو عاشقی کشوندم رابطه رو

گفته بودم من شرمنده م نه تو , من یهویی پاتو از زندگیم بریدم و دیگه بهت کاری نداشتم

من دیگه بهت بی محلی میکردم و تو فکر میکردی من بخاطر تو که عذاب نکشی این کارو کردم , دیگه بهت سلامم به زور میدادم و تو فکر میکردی واسه اینکه فراموشت بشم این رفتارو میکنم اما دلیلش اینا نبود :( تو منو ببخش خب؟ تو خیلی مهربونی تو خیلی خوبی اما نمیتونم بخاطرت پا رو باورم بذارم میترسم که پشیمون شم.

احساس سبکبالی میکنم

بخاطر یه بچه بازی و سو تفاهم همش یه گوشه ی ذهنم نگرانی داشتم!

+ربطی به قند نداشت این حرفام


برچسب‌ها:
+ سه‌شنبه ۱۳ اسفند ۱۳٩٢ ٩:۱٥ ‎ب.ظ emperor نظرات ()