...


سرما خوردم شدیـــــــــــــد

دیروز رفته بودم خونه ی الف

یه جعبه شیرینی خریدم و بردم خونشون

عصر رفتم و شام نگه م داشت به زور و گفت شوهرم بیاد میرسونیمت خونه

بعد از اینهمه مدت اولین باره میای خونمون اینجوری بذارم بری؟

منم دیگه موندم و کلی خندیدیم و خوش گذشت

شوهرشم که اومد اونم بیشتر از الف جوکه و کلی خوش گذشت

بعدش منو رسوندن به مامانم و رفتن

جزییات رو دیگه نمیگم

امروز صبح که از خواب پاشدم دیدم مامانم داره با خواهرم صحبت میکنه و قرار میذاره برای بیرون رفتن

بیدار شدم و دیدم برای من میخوان النگو بخرننیشخندزبان با انرژی  پاشدم و اماده شدم و رفتیم بازار طلا و یه النگو تک پوش خریدم عکسشم فعلن حال ندارم بذارم ببخشیدماچ

ایشالا سر حوصله اومدم و سرماخوردگیم بهتر شدم عکس میگیرم

یه شال هم بافتم برای دوستم که وقتی ترم اخر بودم بهم ریاضی درس داد و اگر اون نبود کلی به زحمت میافتادم برای فهمیدن اون همه مطالب سخت :|

عسک اون رو هم با النگوهه میذارم


برچسب‌ها:
+ یکشنبه ٢٤ آذر ۱۳٩٢ ٤:٠۱ ‎ب.ظ emperor نظرات ()