عروسی که کلی خوش گذشت و مثلا قرار بود مث دختر خانوما رو صندلیم بشینم و فقط تماشا کنم :) ولی از اونجایی که الف هم تو عروسی حضور داشت ما نصف تایم رو وسط بودیم :| و انواع رقص هارو دوتایی اجرا کردیمنیشخند

از اونجایی که من این روزا حس کارای بزرگ ندارم و عکس گرفتن و آپلود کردن و گذاشتن تو وبلاگ کار بزرگ محسوب میشه من رو از عکس معاف بفرمایید

برای روز مادر هم بازهم حس خریدن هدیه نداشتم و فقط یه دسته گل میخک سرخ برای مامان خریدم :) من عاشق گل تازه ام :)

به جای هدیه هم به مامانم لطف کردم و هزینه ی لباسی که برای خودم خریدم رو از کارت خودم پرداخت کردمزبان

 

عکاس :عسل

20 روز پیش در حال چیدن سبزی بهاری از باغ :)


برچسب‌ها:
+ یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩۳ ۱:٥٤ ‎ب.ظ emperor نظرات ()